تبليغاتX
مهدیس
 

 چند تا عکس از شب HALLOWEEN

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در شنبه 13 آبان1385ساعت 19:9 توسط مهدیس |

 

         HAPPY HALLOWEEN  

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه 9 آبان1385ساعت 20:17 توسط مهدیس |

 

چهارشنبه تولد بابای گلم بود و داشتم برنامه های مهمونی شبو آماده میکردم و چون قرار بود

بابارو غافلگیرکنیم همه کارا مونده بود روز آخر و حسابی شلوغ پلوغ , یه ساعت خونه تمیز

کردن, بعدش آشپزی( چیه خوب یه چیزایی بلدم) و بعد خرید کیک و بادکنک و.... تو این

گیر ودار وسط برنج آبکش کردن دیدم موبایل زنگ میخوره و یه شماره ای به نظر آشناست

منم گوشیو برداشتم و بلههههههه دیدم رییس شرکتی که قبلا براش کار میکردمه هیچی

شروع کرد که دیگه یادی از ما نمی کنی و..........

از اون جایی که رابطه فقط کاری نیست و این آقا دوست باباست چند بار هم به بابا پیغام داده

 بود که مهدیس بیاد من میخوام ببینمش و صحبت کنیم و.......

گفته بود من اون روزی هم که مهدیس گفت میخواد بره  گفتم من نمیگم نرو ولی میذارم رو

 حساب مرخصی و ...... و تو همیشه کارمند اینجایی و ما منتظرت .

راست میگفت ولی من از اونجایی که تصمیماتمو هیچ وقت لحظه ای وبدون سنجیدن همه جوانب

نمیگیرم از تصمیمم زود برنمیگردم مگر ثابت بشه اشتباه کردم.

............

خلاصه اینکه بعد کلی صحبت و پرس و جو از شرایط درس و ویزا و کارای ایرانم گفت یه قرار بزاریم

با هم گپ بزنیم.گفتم باشه جمعه  میام شرکت ولی قبلش زنگ میزنم که باشید.

....

روز جمعه با چند تا از دوستای کلاس رفته بودیم رستوران ایرونی که غذای ایرونی رو امتحان کنند

یه دفعه دیدم آقای رئیس تشریف آوردند و کلی ابراز احساسات از دیدار غیر منتظرمون و بعد قرار

شد حالا که هر دو Down town هستیم نریم شرکت و همین اطراف همدیگرو ببینیم .

رفتیم همون جایی که بار اول پیشنهاد کار رو به من داده بود فکر کنم حس میکنه اونجا براش

شانس میاره اونجا فهمیدم چقدر طی یک سال گذشته تغییر کردم.

 پارسال وقتی پیشنهادکاری از طرف ایشون شد من چون تموم تمرکزم روی پیدا کردن یک

 اسپانسر واسه ویزای کار بود هیچ صحبتی در مورد شرایط کاری نکردم و خیلی سریع پذیرفتم و

کار توی یه شرکت دیگه که قبلا رفته بودم واسه اینترویو رو نادیده گرفتم چون حس کردم رو حساب

آشنا بودن احتمال اسپانسر شدن این شرکت بالاتر از اولیه .

در صورتی که عملا کار تو یه شرکت معتبر اونم کاری که دقیقا کار تخصصی خودم بود رو مفت باختم

تو اون شرکت من میتونستم کلی چیز یاد بگیرم و بعدا فهمیدم کلی آدم بدون اینکه آشنایی با

رییسشون داشته باشند با نشون دادن توانایی هاشون تونستند اعتماد رو جلب کنند و ویزای کار

توسط شرکت بگیرند و منم میتونستم این کار رو بکنم.

البته پشیمون نیستم تو مدتی که کار کردم( ۸ ماه)خیلی چیزا از محیط کار واجتماعی دست گیرم

شد و مهمتر از همه اینکه فهمیدم هیچ وقت مبنای تصمیم گیری نباید نیاز و یه جورایی نقطه ضعف

باشه.(مثل همون قضیه اسپانسر)چون خیلی سریع این حس به طرف مقابل انتقال پیدا میکنه و

زمینه سواستفاده فراهم میشه.

....

خیلی پرچونگی کردم خلاصه دوباره پیشنهاد کاری داد و از اون جایی که روزآخر از من خواست که

دلیل ترک کار رو بگم و من علاوه بر دلیل اصلی , روند کار شرکت رو نقد کرده بودم گفت که خیلی

اوضاع بهتره مدریت بهتر شده و...

پرسید : جایی مشغول نشدی هنوز؟

گفتم :نه دو تا کار پیدا شد که هر دو لانگ ایلند بود و با توجه به شرایط من که باید هر روز کلاس برم

جور نبود حداقل دو ساعت و نیم باید واسه رفت وآمد در نظر میگرفتم.

پرسید :چه کاری بود؟ گفتم :architecture و........

گفت : دوست داری دوباره با ما کارکنی؟ .........

گفتم : اولا من چون اصلا به کار دوباره تو شرکت فکر نمی کردم زمان میخوام واسه تصمیم گیری و

دوما مینیمم ساعتی که برای شما ok باشه و همین طور مبلغ پیشنهادی شما رو میخوام بدونم.

البته این به این معنا نیست که موافقم و میخوام شرایط رو بررسی کنم بلکه میخوام حالا که روش

 فکر میکنم همه جوانب مشخص باشه که دوباره وقت شما رو با سوال دراین موارد نگیرم .

گفت: من با این مسائل مشکلی ندارم کار انجام بشه ساعت کاری مهم نیست تو که با روند کار

آشنایی خودت میتونی بررسی کنی و بگی مینیمم چند ساعت در هفته کافیه در مورد حقوقم اصلا

مشکلی نیست.

تو دلم میخندیدم آخه تو ۸ ماهی که باهاشون کار کردم خوب میشناسمشون این باز گذاشتن شرایط

و یه جورایی" هر چی تو بگی " اصلا به گروه خونیشون نمی خوره.

خیلی فکر کردم و نوشته هایی که تو دوران کار اونجا با شرایط سخت روحی که ایجاد شده بود رو مرور

کردم. هنوز هم وسوسه اینکه این شرکت شانس خوبی واسه ویزای کاره قلقلکم میده ولی به چه

قیمتی؟آدم عاقل از یه سوراخ دوبار گزیده نمیشه .

 

+ نوشته شده در یکشنبه 7 آبان1385ساعت 23:24 توسط مهدیس |